|
حرفهای درون | ||||||
|
زیبایی را آن لحظه در چشمانت دیدیم که بی خبر فرایم خواندی و در آغوش کشیدی بی آنکه کلامی بگویی
[ شنبه 29 بهمن ماه سال 1390 ] [ 00:49 AM ] [ شادی ]
0 نظر
هر چقدر محکم که باشی باز دلت سینه ای می خواهد برای تکیه کردن برای گریه کردن این همان زنانگی غیر قابل انکار است تکیه به بازوانی که حکم ستونهای دنیا را برایت دارد تنها کافیست زن باشی تا بفهمی [ پنجشنبه 27 بهمن ماه سال 1390 ] [ 10:18 PM ] [ شادی ]
از یک جایی به بعد دیگه نه دست و پا می زنی نه بال بال میزنی نه دل دل میکنی نه داد و بیداد میکنی نه گریه میکنی نه مشتتو میکوبی تو دیوار نه سرتو میزنی به دیوار نه... از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی... [ چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1390 ] [ 10:57 PM ] [ شادی ]
من..؟! چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست..... این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست.... ... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!! سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد !!!
[ چهارشنبه 19 بهمن ماه سال 1390 ] [ 00:05 AM ] [ شادی ]
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی… به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند… لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز [ شنبه 24 دی ماه سال 1390 ] [ 2:48 PM ] [ شادی ]
|
||||||
| [ طراحی : روز گذر ] [ weblog themes by : roozgozar ] | ||||||